تبلیغات
♥♥♥عشق طبقه ی اوّل آسمان♥♥♥
 
♥♥♥عشق طبقه ی اوّل آسمان♥♥♥
♥♥♥ آسمان هفت طبقه دارد و عشق طبقه ی اوّل آسمان است♥♥♥
چهارشنبه 30 فروردین 1396 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        

وقتی غزل گویم برایت دلنشین است
از یک دلی آید که آن عاشق ترین است

این گل که می نازد به خود امروز، دانی
پرپر شود حتی اگر خوشبو ترین است

ای آنکه در کاخی که داری خوش نشینی
دور از تو آنجا آدمی زاغه نشین است

با ما بمان با پای خود دانی که داری
در دام گرگی میروی که ، در کمین است

دیوار دور خویش را بردار ، این دوست
هم اولین عشق تو و هم آخرین است

دیوار دورت را فرو ریزم ، اگر هم
محکم تر از دیوار برلین یا که چین است

جور و جفا کم کن که گیرد دامنت را
باور نباشد گر ترا ، من را یقین است 

 

شاعر ؟

 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 25 فروردین 1396 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        

 

 

بیا روی دلم بنشین

تا ببویم قلب شقایقت را

شمع اتاقم را برای تو روشن میکنم

تا ببینم روی زیبای ترا

که ببوسم لب زیبای ترا

در کلبه ی تنهایی

در یک شب بارانی


شاهرخ 96/01/25  ساعت 15:10





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 25 فروردین 1396 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        

 



سکوتت را در بهار بشکن

گریه نکن دیوار را بشکن

گریه ... سکوت ...دیوار را

با رعد و برق بهاری بشکن


شاهرخ 96/01/25 ساعت 14:58





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 20 فروردین 1396 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        
Image result for ‫عشق طبقه ی اول آسمان‬‎

 

بوی عطری می رسد از دور ، می گویم تویی

قاصدک می رقصد و پرشور ، می گویم تویی

 

یک نسیمی می وزد بر گونه های خیس من
می رود پس پرده های تور ، می گویـم تـویـی

 

بغض های کهنه را سرمی کشم من بیت بیت
بوسه ها می گیرم از انگور ، می گـویـم تـویی

 

بـاد مـی افـتـد بـه گـنـدم زار می لــرزد دلــم
چون پریشان گیـسوان بور می گـویـم تـویـی

 

نیمه شب ها می کـنم آغــوش روی مــاه بـاز
می شود سر تا به پایش نور ، می گویـم تـویـی

 

شـعـر می خـوانـم بـرای بـاغ سـبـز خـانـه ام
شاخه شاخه می شود مسرور ، می گویم تویی

 

این غزل می ماند و شب های مـهتابی و من
شـور می ریــزم در ایـن سنتـور ، می گویم تویی

 

شاعر؟


 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 13 فروردین 1396 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        
Related image

 

 

با تو در جنگل و یک کلبه یِ پنهان ... چه شود
نورِ مهتاب و غزل های فراوان ... چه شود

رو به رو شعله یِ شومینه یِ تب دار به پا
پشتِ سر پنجره ای رو به گلستان ... چه شود

قهوه یِ تلخ و کمی قندِ لبانت ، به به
من و هی بوسه یِ از گونه یِ خندان ... چه شود

چه کسی گفته که بیداری یِ شب بیهوده ست
من بخواهم ببرم زیره به کرمان ... چه شود

مستِ انگور شدن ، کارِ هوس بازان ست
من و انگورِ گلویی شده عریان ... چه شود

آن قَدَر مست که انگار زمین میرقصد
دستِ من دورِ کمر ، حالِ پریشان ... چه شود

چشم در چشمُ ، نفس حبسُ ، لبانی در هم
رقص و آوازِ دو تا قُمری یِ شیطان ... چه شود

کلبه ای غرقِ سکوتَست و فقط ما هستیم
لمسِ آغوش تو بی ترسِ نگهبان ... چه شود

وای اگر صبح بفهمد که تو همراهِ منی
میرسد زودتر از جنّ ِ سلیمان ... چه شود

در خیالاتِ خودم ، خوابِ خوشی میبینم
خوابِ خوبم نرسد باز به پایان ... چه شود

 
آرش مهدی پور







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
Image result for ‫تصاویر سیزده بدر‬‎

معنای سیزده به در:

“به” یعنی “به سوی” و “در” به معنای “در و دشت” است ، که در گفت وگوی مردمی رواج بسیار دارد.  بنابراین، سیزده به در، یعنی “رفتن به سوی در و دشت و صحرا در روز سیزدهم.”

به طور کلی در مقایسه با دیگر جشن ‌های ایرانی، دیرینگی و ریشه‌ ی جشن سیزده به در در پرده‌ ی ابهام است و مانند بنیان جشن‌های دیگر روشن نیست. در  سندهای تاریخی اشاره‌ ی مستقیمی به وجود چنین مراسمی در گذشته ‌های دور نشده ‌است؛ ولی اشاره‌ هایی به روز سیزدهم فروردین به چشم می‌خورد.گفته ‌شده است که ایرانیان باستان در آغاز سال نو، پس از دوازده روز جشن و شادی به نشانه‌ ی دوازده ماه سال، روز سیزدهم را که روز فرخنده ای می‌ دانسته‌ اند به باغ و صحرا می‌رفتند و با طبیعت می‌گذراندند. در حقیقت با این آیین، دوره نوروز را رسمن به پایان می‌رساندند. سرزمین ایران همواره با کمبود آب روبه رو بوده است. از این رو جای شگفتی نیست که مردم این فلات همیشه خواهان باران بوده باشند.  از متن‌های کهن چنین در می‌یابیم که جشن سیزدهم فروردین از پیش از اشو زرتشت (تقریبن۱۸۰۰ پیش از میلاد) مرسوم بوده است.

در سالنمای ایران باستان سیزدهم روز از ماه فروردین (و هر ماه)، تیر روز نام دارد. ایزد تیر، که در اوستا، یَشتی به نام آن وجود دارد، ایزد باران است.  نشانه ‌هایی در دست است که ایرانیانِ برای آن که ایزد باران در سال نو بر دیو خشکسالی پیروز شود و برای درخواست باران، از خانه های خود بیرون می رفتند، و روزی را در دشت و دمن، زیر آسمان فراخ بسر می بردند و پیروزی تیر یا تیشتر را در نبرد با دیو اپوش جشن می گرفتند، و به شادی و بازی پرداخته، و به یاد ایزدتیر اسب می‌تاختند. در نیایش روز تیر از این ایزد یاد می‌کردند و از او در خواست باران می‌نمودند. بنابراین پیشینه، ایرانیان پس از دوازده روز برگزاری آیین ‌های نوروزی، روز سیزدهم (تیر روز) را به دشت و صحرا و کنار جویبارها می‌رفتند و با رقص و  سرودخوانی و نیایش به شادی و پایکوبی می پرداختند و از خداوند آرزوی باران می ‌کردند. در اسطوره های ایرانی آمده است، که نگاهبان این روز، ایزد تیر، به شکل اسبی ‌ست، که همواره با دیو خشکسالی و خشکی، «اپوش »، در نبرد است.  آناهیتا، ایزدبانوی آب و باروری بوده است. از این روی، سبزه هایی را که برای نوروز و در خانه های خود سبز کرده بودند، به آب های روان و جویبارها می سپردند،  تا سپاس خود را به آناهیتا پیشکش کنند.  با این کار، در واقع، دانه های بارور را برای بازگشت به طبیعت به آناهیتا باز می گرداندند.

آیین‌های سیزده بدر

این رویداد دارای آیین ‌های ویژه‌ ای است که در درازای تاریخ پدید آمده و اندک اندک چهره ‌ی سنت به خود گرفته است. شماری از آنها چنین است:

  • گره زدن سبزه
  • سبزه به رود سپردن
  • خوردن کاهو و سکنجبین (سرکه ‌انگبین)
  • پختن خوراک ‌های گوناگون در صحرا و باغ، به ویژه آش رشته
  • پرتاب ۱۳ عدد سنگ (در مناطق کردنشین)




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 29 اسفند 1395 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        
 
Related image
 
 
*** آغاز سال نو و عید باستانی نوروز***

 

(به همه دوستان و آشنایان مبارک باد )

 

 

 برآمد باد صبح و بوی نوروز
به کام دوستان و بخت پیروز
مبارک بادت این سال و همه سال
همایون بادت این روز و همه روز
چو آتش در درخت افکند گلنار
دگر منقل منه آتش میفروز
چو نرگس چشم بخت از خواب برخاست
حسدگو دشمنان را دیده بردوز
بهاری خرمست ای گل کجایی
که بینی بلبلان را ناله و سوز
جهان بی ما بسی بودست و باشد
برادر جز نکونامی میندوز
نکویی کن که دولت بینی از بخت
مبر فرمان بدگوی بدآموز
منه دل بر سرای عمر سعدی
که بر گنبد نخواهد ماند این کوز
دریغا عیش اگر مرگش نبودی
دریغ آهو اگر بگذاشتی یوز

سعدی
 

 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 28 اسفند 1395 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        

تصویر مرتبط

گفتم از سر شب تا حالا از دلتنگی ات بیمارم



بگو از آن حرفهای عاشقانه ات تا بگویم که آرامم ،


تا بگویم به هوای بودنت است خوشحالم


گفتی نفسهایم عطر حضور تو را میدهد ،


گفتم که قلبم به عشق در کنار تو بودن همچنان میتپد


گفتم یار توام ، همیشه و همه جا در کنار توام ،


گفتی یاد توام ،
 
 
اگر هم نباشی باز هم درگیر انتظار به تو رسیدنم


گفتی می آیم فردا ، گفتم میمیرم تا فردا ،

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 15 اسفند 1395 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        

 Related image

 پستان مهتابی  شب را دوشیدم

 بشرینی خیال تو شب را نوشیدم

ستاره ها چشمک زنان میخندیند

ترا ز چشمه باده ی عشق نوشیدم

 

شاهرخ 95/12/15 ساعت 14:45

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 15 اسفند 1395 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        

نتیجه تصویری برای عشق طبقه اول آسمان
ز جام عشق تو عقلم خراب می‌گردد

 ز تاب مهر تو جانم کباب می‌گردد

   مرا دلیست که دائم بیاد لعل لبت

  بگرد ساقی و جام شراب می‌گردد

  هلاک خود بدعا خواستم ولی چکنم

 که دیر دعوت من مستجاب می‌گردد

  دلست کاین همه خونم ز دیده می‌بارد

  پرست کافت جان عقاب می‌گردد

  تو خود چه آب و گلی کاب زندگی هردم

 ز شرم چشمهٔ نوش تو آب می‌گردد

 چو برتو می‌فکنم دیده اشگ گلگونم

  ز عکس گلشن رویت گلاب می‌گردد

  بجام باده چه حاجت که پیر گوشه نشین

  بیاد چشم تو مست و خراب می‌گردد

   عجب نباشد اگر شد سیاه و سودائی

   چنین که زلف تو بر آفتاب می‌گردد

   چو بر درت گذرم گوئیم که خواجو باز

   بگرد خانهٔ ما از چه باب می‌گردد

 

خواجوی کرمانی

 






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 9 اسفند 1395 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        

 

نتیجه تصویری برای عشق طبقه اول آسمان

 

نی از تو گذر به هیچ حالی ممکن
نی از تو به عمرها وصالی ممکن
دیدار تو ممکنست و وصل تو محال
انصاف که اینست محالی ممکن

اوحدی مراغه ای


 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 9 اسفند 1395 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        

 

نتیجه تصویری برای عشق طبقه اول آسمان

 

خواهم که لب باده پرستت بوسم
و آن عارض خوب و چشم مستت بوسم
صد نقش چو دستارچه بر آب زدم
باشد که چو دستارچه دستت بوسم

اوحدی مراغه ای







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 9 اسفند 1395 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        

 

نتیجه تصویری برای عشق طبقه اول آسمان

 

نی بی‌تو مرا قرار باشد یک دم
نی سوی منت گذار باشد یک دم
هر گه که بخواندمت به کاری باشی
پیداست که خود چه کار باشد یک دم؟


اوحدی مراغه ای







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 9 اسفند 1395 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        
 
نتیجه تصویری برای عشق طبقه اول آسمان

 

دیگر ز شراب شوق مستی، ای دل
و آن توبه که داشتی شکستی، ای دل
از باده‌ی نیستی خراب افتادی
تا باد چنین باد که هستی، ای دل

اوحدی مراغه ای



 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 2 اسفند 1395 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        

 نتیجه تصویری برای عشق طبقه اول آسمان

 غزل سرایان می نابت دهند

تشنه لبی آب حیاتت دهند

باده بیاور دمی ، ساقی عشق منی

 چونکه رقیبان من ، آب سرابت دهند


 شاهرخ 95/12/2ساعت16:48







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 30 بهمن 1395 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        

 

 
تصویر مرتبط

      

         خوش آن ساعت که از وی بوسه خواهم         
وی آن لبهای خندان را بدزدد
          چو دزدانم کشد آن در و گوهر         
چو گاه خنده دندان را بدزدد

امیر خسرو دهلوی


  

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 30 بهمن 1395 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        

 

تصویر مرتبط

 

 

الا ای باد شبگیری به گلبرگ بنا گوشش

 مجنبان زلف زنجیرش که من دیوانه خواهم شد

چو دیدم خال و خط آن پری رو را بدل گفتم 

گرفتار او شوم در دام او زین دانه خواهم شد

امیر خسرو دهلوی

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 27 بهمن 1395 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        
نتیجه تصویری برای شعرهای کلبه برفی


مناظره سگ ها و گرگها:
هوا سرد است و برف آهسته بارد
ز ابری ساكت و خاكستری رنگ
زمین را بارش مثقال، مثقال
فرستد پوشش فرسنگ، فرسنگ

سرود كلبه ی بی روزن شب
سرود برف و باران است امشب
ولی از زوزه های باد پیداست
كه شب مهمان توفان است امشب

دوان بر پرده های برفها، باد
روان بر بالهای باد ، باران
درون كلبه ی بی روزن شب
شب توفانی سرد زمستان

آواز سگها:
زمین سرد است و برف آلوده و تر
هواتاریك و توفان خشمناك است
كشد -مانند گرگان- باد، زوزه
ولی ما نیكبختان را چه باك است؟

كنار مطبخ ارباب، آنجا
بر آن خاك اره های نرم خفتن
چه لذت بخش و مطبوع است، و آنگاه
عزیزم گفتم و جانم شنفتن

وز آن ته مانده های سفره خوردن
و گر آن هم نباشد استخوانی
چه عمر راحتی دنیای خوبی
چه ارباب عزیز و مهربانی

ولی شلاق! این دیگر بلایی ست
بلی ، اما تحمل كرد باید
درست است اینكه الحق دردناك است
ولی ارباب آخر رحمش آید

گذارد چون فروكش كرد خشمش
كه سر بر كفش و بر پایش گذاریم
شمارد زخمهایمان را و ما این
محبت را غنیمت می شماریم

خروشد باد و بارد همچنان برف
ز سقف كلبه ی بی روزن شب
شب توفانی سرد زمستان
زمستان سیاه مرگ مركب


آواز گرگها:
زمین سرد است و برف آلوده و تر
هوا تاریك و توفان خشمگین است
كشد - مانند سگها - باد ، زوزه
زمین و آسمان با ما به كین است

شب و كولاك رعب انگیز و وحشی
شب و صحرای وحشتناك و سرما
بلای نیستی ، سرمای پر سوز
حكومت می كند بر دشت و بر ما

نه ما را گوشه ی گرم كنامی
شكاف كوهساری سر پناهی
نه حتی جنگلی كوچك ، كه بتوان
در آن آسود بی تشویش گاهی

دو دشمن در كمین ماست دایم
دو دشمن می دهد ما را شكنجه
برون: سرما، درون: این آتش جوع
كه بر اركان ما افكنده پنجه

دو اینك سومین دشمن كه ناگاه
برون جست از كمین و حمله ور گشت
سلاح آتشین، بی رحم ... بی رحم
نه پای رفتن و نی جای برگشت

بنوش ای برف! گلگون شو، برافروز
كه این خون، خون ما بی خانمانهاست
كه این خون، خون گرگان گرسنه ست
كه این خون، خون فرزندان صحراست

درین سرما ، گرسنه، زخم خورده
دَویم آسیمه سر بر برف چون باد
ولیكن عزت آزادگی را
نگهبانیم، آزادیم... آزاد
اخوان - "زمستان است"

شعری از مهدی اخوان ثالث

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 29 دی 1395 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        
تصویر مرتبط

 

اول صبح لبت هست عسل یعنی چه؟
تن من پیش تو فهمید بغل یعنی چه!

از دل گنبد تو بانگ اذان می آید
تو بگو حی علی خیر عمل یعنی چه؟

می گدازی و تنت بر بدنم می بارد
علت زلزله هایی و گسل یعنی چه؟

می دهی بوسه پس از بوسه پس از بوسه چه خوب
به من آموخته ای رد و بدل یعنی چه؟

وقتی از گرمی آغوش تو برمی خیزم
تازه می فهمم که روز ازل یعنی چه

من و تو دست و ترنجیم که تعبیر کنیم
معنی هر غزل از شیخ اجل یعنی چه

شعرها رو به افولند و درون مایه ی تو
پاک و بی حاشیه فهماند غزل یعنی چه!

آرش دارایی







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 24 دی 1395 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        

 

نتیجه تصویری برای عشق طبقه ی اوّل آسمان

شود آیا که من آن چهره زیبات ببوسم ؟
خرمن نور شوم تا بر و بالات ببوسم ؟

چنگ ناهید شوم نغمه گر بزم تو گردم
نقس صبح شوم زلف سمن سات ببوسم

عرق شرم شوم روی دلارات ببوسم
سرمه نار شوم نرگس شهلات ببوسم

هوس عشق شوم ، ره بدل بزم تو یابم
خنده مهر شوم ، ساغر لبهات ببوسم

رخ خورشید فلک ذره بیقدر ببوسد
پس تو رسوا نشوی گر من رسوات ببوسم

کاشکی مست ، شبی در بر من بی خبر افتی
تا بکام دل آشفته سراپات ببوسم

 

شاعر ؟







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 9 دی 1395 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        

 

تصویر مرتبط

 

کو آن می دیرسال زودافکن تو
محراب دل من ز حیات تن تو
میخانه مقام من به و مسکن تو
خم بر سر من، سبوی در گردن تو

خاقانی







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 8 دی 1395 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        
تصویر مرتبط

از بلبل گل پرست خوش سازتری
کبکی و ز دراج خوش آوازتری
در حسن ز طاووس سرافرازتری
وز قمری نغز گوی طنازتری

خاقانی







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 8 دی 1395 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        

 

نتیجه تصویری برای عشق طبقه اول

 

عمرم همه ناکام شد از بیکاری
کارم همه ناساز شد از بی‌یاری
ای یار مگر تو کار من بگذاری
وی چرخ مگر تو عمر من باز آری

خاقانی







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 8 دی 1395 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        
نتیجه تصویری برای عشق طبقه اول

 

 

 

گفتم پس از آن روز وصال ای دلخواه
شب‌های فراقت چه دراز آمد آه
گفتا شب را در این درازی چه گناه
شب روز وصال است که گردیده سیاه

خاقانی







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 6 دی 1395 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        

приглашение на бракосочетание

روی تو به فال دارم ای حور نژاد
زیرا که بدو بوسه همی نتوان داد
فرخنده کسی که فال گیرد ز رخت
تا لاجرم از محنت و غم باشد شاد

سعدی







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 30 آذر 1395 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        

 

 
تصویر مرتبط

 

برف و بارانست امشب

سرد و زمستانست امشب

شبی سرد و تارست امشب

شبی چو شب یلداست امشب

قصه فصل زمستانست امشب

قصۀ غصۀ ناپیداست امشب

برف ترانه باران است امشب

شاهرخ

 

***

 

چه سخاوتمند است پاییز

که شکوه بلندترین شبش را

عاشقانه پیشکش تولد زمستان کرد

زمستانتان سفید و سلامت . . .

یلدا مبارک



 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 29 آبان 1395 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        

влюбленная пара под дождем

 

در یک روز بارانی می بوسیدم ترا

در آغوشم می مکیدم غنچه لبان ترا

تو بودی و آغوشت بود و چتر و باران

ندانستم که خواب می بینم ترا

 

شاهرخ 95/08/29 ساعت 00:40 بامداد

 

 

 

 

 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 23 آبان 1395 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        

نتیجه تصویری برای عشق طبقه ی اوّل آسمان

 بوسه های ناب بارانی

بر کوچه های نمناک پاییزی

برگهای زرد و طلایی و نارنجی

بوستانهای خیس بارانی

حضور زیبای ترا میطلبد

عاشقانه به انتظار نشسته ام

تا بهاری دیگر

با شکوفه های بهار نارنج

با عطر یاس و گلهای شقایق

با بارانی بهاری

با بوسه های بارانی

شاهرخ مورخه ی 95/08/23 ساعت 22:53

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 16 آبان 1395 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        

 

نتیجه تصویری برای عشق طبقه ی اول آسمان

 

من ببوی زلف پریشان تو مستم

من بعطر آغوش زیبای تو مستم

تو با رُخ زیبا ساغر بدستی و باده پرستی

تو باده بیاور که با باده ی تو مستم

 

شاهرخ 95/08/16 ساعت 10:28

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 14 آبان 1395 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        

 


 محبوبم

 

شبها به پنجره ی نگاهت مینگریستم

تا ببینم چشم های انتظارت را

و چشمانت مروارید بود و درخشان

نگاهت زیبا بود و موزون

لبانت به طراوت باران

و موهایت دریای مواج شب

عطر گیسوانت پیچیده در شب

رویای وجودت ، سپید و نورانی

در خوابهای رویایی من

تو می آمدی تا سپیده دم

و من نجوا میکردم نام زیبای ترا

تا صبحی روشن و شیرین

 

شاهرخ 95/08/14 ساعت 23:02

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 7 )    1   2   3   4   5   6   7   
 
درباره وبلاگ

به نام خداوند عشق آفرین

خدای جهان های دور

که مستی فزاید در سرور

به هنگام روز به هنگام شب

چراغی برفروزد زنور

همو داند این چرخ دیرینه را

کجا می برد ز راههای دور


شاهرخ




(((شعرهای عاشقانه)))


سلام ...

((( آسمان هفت طبقه دارد )))

((( عشق طبقۀ اوّل آسمان است )))

این وبلاگ عاشقانه است و برای عاشقان و معشوقان ساخته شده است
آنانی که عاشقند به این وبلاگ وارد شوند .
عاشقان ،
نظرات لطیف و عاشقانه تان را برای بهبود وبلاگ مطرح نمایید.

با تشکّر شاهرخ


***

عشق سر آغاز زندگی است

زندگی سر آغاز درد است


پایان زندگی خاتمۀ درد است

خاتمۀ درد پایان عشق است



شاهرخ




به نام عشق که زیباترین سر آغاز است
هنوز شیشه ی عطر غزل درش باز است

جهان تمام شد و ماهپاره های زمین
هنوز هم که هنوز است کارشان ناز است

هزار پند به گوشم پدر فشرد و نگفت
که عشق حادثه ای خانمان بر انداز است

پدر نگفت چه رازی است این که تنها عشق
کلید این دل ناکوک ناخوش آواز است

به بام شاه و گدا مثل ابر می بارد
چقدر عشق شریف است و دست و دل باز است

بگو هر آنچه دلت خواست را به حضرت عشق
چرا که سنگ صبور است و محرم راز است

ولی بدان که شکار عقاب خواهد شد
کبوتری که زیادی بلند پرواز است ...!

________________________

آری تو راست می گویی آسمان مال من است
پنجره فکر هوا عشق زمین مال من است
اما سهراب تو قضاوت کن
بر دل سنگ زمین جای من است!!!
من نمی دانم که چرا این مردم دانه های دلشان پیدا نیست.
صبر کن سهراب…!!!
قایقت جا دارد…!!!
من هم از همهمه ی داغ زمین بیزارم.

_______________________

من چاکر آنم که دلی برباید

یا دل به کسی دهد که جان آساید

آن کس که نه عاشق و نه معشوق کسیست

در ملک خدای اگر نباشد شاید

سعدی

--------------------------------------

همین جا درون شعرهایم بمان

تا وسوسه یِ دوستت دارم هایِ دروغینِ آدمها ، مرا با خود نبرد…

به سرزمین هایِ دورِ احساس ؛

من اینجا هر روز با تـو عاشقی می کنم بی انتها…

شعرِ من بهانه ایست برای مـا شدن دستهایمان..

تا تکرارِ غریبانه یِ جدایی را شکست دهیم……


---------------------------------

آموزگار نیستم

تا عشق را به تو بیاموزم

ماهیان نیازی به آموزگار ندارند

تا شنا کنند

پرندگان نیز آموزگاری نمی خواهند

تا به پرواز در آیند

شنا کن به تنهایی

پرواز کن به تنهایی

عشق را دفتری نیست

بزرگترین عاشقان دنیا

خواندن نمی دانستند

---------------------------

در مدرسه گر چه دانش اندوز شوی

و ز گرمی بحث مجلس افروز شوی

در مکتب عشق با همه دانایی

سر گشته چو طفلان نوآموز شوی

ابوسعید ابوالخیر

-----------------------------
هنگامی که خورشید فروزان عاشقانه
به ابر بهاری چشمک می زند و به او دست زناشویی می دهد
در آسمان رنگین کمانی زیبا پدید می آید
اما در آسمان مه آلود
آنرا بجز رنگ سپید نمی توان دید
ای پیر زنده دل
از گذشت عمر افسرده مشو
هر چند زمانه نیز موی تو را سپید کرده
اما هنوز نیروی عشق که زاینده جوانی است
از دلت بیرون نرفته است

گوته













مدیر وبلاگ : ♥ شاهرخ ♥
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
کد آهنگ سلطان قلبهای عارف بالا بر صفحه رتبه سنج گوگل
کد تقویم رو میزی


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب




تنظیم فونت


داستان روزانه
کد آنلاین و آمار
کد حباب و قلب
هاست ویندوز Mounting created afsoon