تبلیغات
♥♥♥عشق طبقه ی اوّل آسمان♥♥♥
 
♥♥♥عشق طبقه ی اوّل آسمان♥♥♥
♥♥♥ آسمان هفت طبقه دارد و عشق طبقه ی اوّل آسمان است♥♥♥
سه شنبه 27 تیر 1396 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        
Image result for ‫عشق طبقه اول‬‎

دست بر زلف زدم، شب بود، چشمش مست خواب
برقع از رویش گشودم تا درآید آفتاب
گفتمش خورشید سر زد، ماه من بیدار شو
گفت تا من برنخیزم، کی برآید آفتاب

 

عباس صبوحی

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 20 تیر 1396 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        
Related image

تماشای رُخ ماهت دیدن دارد
شراب لعلِ لبِت چشیدن دارد


 ساغر ناز چشمات بوسیدن دارد
 
آغوش گرم و زیبات تنیدن دارد
 



شاهرخ 96/04/20  ساعت17:20


 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 13 تیر 1396 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        


Image result for ‫عشق طبقه اول‬‎ 

 

شب و ستاره گان آسمان با من

غم و تنهایی سحر باده گساری با من

چه کنم وز پی دوران نروم من

بی تو ای سر روان  مرد تنهای شبم من

 

شاهرخ 96/04/13 ساعت 00:10 بامداد

 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 7 تیر 1396 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        

 

Related image

شعر ترانه ساز دلم باش

آواز نغمه ساز  دلم باش

بیا ای مه  در ین شب تار

نغمه خوان شب تارم باش

 

شاهرخ مورخه 96/04/07

ساعت 2:20 بامداد

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 3 تیر 1396 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        
Image result for ‫عشق طبقه اول‬‎
سهمم از چشمان تو فقط نگاه تست

مقصد نهایی چشمان من  نگاه تست

تو بیا به پنجره ی بارانی چشمان من

شبها چشمان من  منتظر نگاه تست


شاهرخ 96/04/03 ساعت 2:10 بامداد


 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 2 تیر 1396 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        
Related image

هوای فتنه دارم امشب

سحر مست می نابم امشب

سرودی مستانه میخوانم امشب

در غم هجرت می میرم امشب

 

شاهرخ 96/04/02  ساعت 1:35 بامداد

 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 30 خرداد 1396 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        

 

Related image

 

كشمیر چشم های سیاه تو دیدنی است

لبنان قامت تو پر از سیب چیدنی است

 

وقتی كه نیست خلوت آغوش گرم تو

رویای پاك دامن تو آرمیدنی است

 

ای گل به كام تشنه ی زنبوركت هنوز

تنها عصاره های تن تو مكیدنی است

 

جا مانده روی میز دو گیلاس خالی و

گیلاس های سرخ تو حالا چشیدنی است

 

با من برقص این همه شور و و ترانه را

این مستی و خرابی امشب پریدنی است

 

انگورهای نارس این تاك پیرسال

تنها در آفتاب نگاهت رسیدنی است

 

چون نقش روی ماه تو بر بوم آسمان

ناز تو ناز بانوی زیبا كشیدنی است

 

حوا ! بزن به گرد تنم حلقه با دو دست

تا ساقه های گندم عمرم خمیدنی است

 

محمد رضا حسینی 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


Image result for ‫تصاویر امام خمینی‬‎
امشب که در کنار من خفته ای چون عروس

زنهار تا دریغ نداری کنار و بوس


ای شب بگیر تنگ به بر نو عروس صبح

امشب که تنگ در بَر من خفته این عروس


لب بر ندارم از لب شیرین شکّرش

گر بانگ صبح بشنوم و گر غریو کوس


یارب ببند بر رُخ خورشید راه صبح

در خواب کن مؤذن و در خاک کن خروس


یک امشبی که با منی از راه لطف و مهر

جبران شود بقیۀ عمر ، ار بوَد فسوس


نا رندم ار بخواهم کاین شب سحر شود

باشد اگر به تخت سلیمانم جلوس


"هندی"ز هند تا به سر کویت آمده ست

کی دل دهد به شاهی شیراز و ملک طوس


روح الله خمینی (ره)


***


مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کند


که اعتراض بر اسرار علم غیب کند


کمال سر محبت ببین نه نقص گناه


که هر که بی‌هنر افتد نظر به عیب کند


ز عطر حور بهشت آن نفس برآید بوی


که خاک میکده ما عبیر جیب کند


چنان زند ره اسلام غمزه ساقی


که اجتناب ز صهبا مگر صهیب کند


کلید گنج سعادت قبول اهل دل است


مباد آن که در این نکته شک و ریب کند


شبان وادی ایمن گهی رسد به مراد


که چند سال به جان خدمت شعیب کند


ز دیده خون بچکاند فسانه حافظ


چو یاد وقت زمان شباب و شیب کند

 

حافظ


***


 

 

سال‌ها دفتر ما در گرو صهبا بود


رونق میکده از درس و دعای ما بود


نیکی پیر مغان بین که چو ما بدمستان


هر چه کردیم به چشم کرمش زیبا بود


دفتر دانش ما جمله بشویید به می


که فلک دیدم و در قصد دل دانا بود


از بتان آن طلب ار حسن شناسی ای دل


کاین کسی گفت که در علم نظر بینا بود


دل چو پرگار به هر سو دورانی می‌کرد


و اندر آن دایره سرگشته پابرجا بود


مطرب از درد محبت عملی می‌پرداخت


که حکیمان جهان را مژه خون پالا بود


می‌شکفتم ز طرب زان که چو گل بر لب جوی


بر سرم سایه آن سرو سهی بالا بود


پیر گلرنگ من اندر حق ازرق پوشان


رخصت خبث نداد ار نه حکایت‌ها بود


قلب اندوده حافظ بر او خرج نشد


کاین معامل به همه عیب نهان بینا بود

 

 حافظ







پیر گلرنگ من ( روح الله خمینی ره) اندر حق ازرق پوشان



(با غزلیاتی که سرود) رخصت خبث نداد ار نه حکایت ها بود



حافظ







 

 


تصویر مرتبط





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 22 خرداد 1396 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        

نتیجه تصویری برای عشق طبقه اول آسمان
من اهل عشق و حالم


با معشوقی با حالم

من اهل عشق و عشقبازی

با معشوقه ی زیبایم

من اهل مست و مستی

عاشقِ مست تو هستم

در شبهای تنهایی

همبستر تو هستم

من اهل سکس و عریان

با معشوقه ی عریانم

در اوج بی پناهی

هم آغوش تو هستم

بیا ای معشوقه ی زیبا روی

من معشوق تو هستم

مقلّد خمینی هستم


شاهرخ 94/03/22 ساعت 11:57











نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 21 خرداد 1396 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        

 

Related image

 

 

محبوبم

همیشه لبخند بوسه بر لبانت

تا زنم بوسه ای شیرین بر لبانت

اگر صد شیر باشد پاسبانت

 یک بوسه زنم بر کنج لبانت

شاهرخ 96/03/21 ساعت 19:18






 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 21 خرداد 1396 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        

 

Голубоглазая женщина с длинными волнистыми темными волосами пьет вино и курит

شبی در چشمه سار سکوت تو

فقط صدای شُر شُر آب بود و تو

 مبهوت تصویر ماه بودم در چشمه ی تو

رخ تو در ماه دیدم و ماه را در رخ تو

 

شاهرخ مورخه ی 96/03/21 ساعت 16:05





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 1 خرداد 1396 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        



محبوبم

یه شب میام به خوابت
دست میکنم به موهات
بوسه زنم بر لبات  
تا شادی بیاره رو لبات
تا غم بره از چشات
تا غم بریزه زیر پات
چهره غم بخود نگیر محبوبم 
تا انتهای عالم هم من باهاتم
مست و پریشون توأم نازنین
دوستت دارم تا تو باشی کنارم


شاهرخ 96/02/31 ساعت18:57












نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        

 

 
Image result for ‫عشق طبقه اول آسمان‬‎

 روزگاریست که مرا نگران میداری

رقیبانم را چه شادمان  نگه میداری!

من ببوی زلف پریشانت تو مستم

آیا کشته خود را چنین روا میداری ؟

چکنم که راهی نیست به کویت

این چنین عزّت عاشقان نگه میداری ؟

من چه گویم که در این سوداگری

عاشق خود را بی نصیب نگه میداری

 

شاهرخ 96/02/20 ساعت 11:50

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 16 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        
Image result for ‫تصاویر قطار عشق و زندگی‬‎
قطار زندگی همچنان میرود

تلق تلق تلاپ تلوپ

در انتهای راه

دلم مانده است

برای ابتدای راه

کاش هیچوقت

سوار قطار زندگی نمی شدم


شاهرخ 96/02/16  ساعت 20:37






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 16 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        
Image result for ‫عشق طبقه اول‬‎
در کیسه های پر از خسوف

خالیست از خوشه ی گندمی

ز گندم زار طلایی عشق

و تنها بوی گندم

مانده است و دلم محرومم

در شبهای پر از خسوف و تنهایی


شاهرخ 96/02/16  ساعت 20:23





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 8 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        

 

Image result for ‫عشق طبقه ی اول آسمان‬‎
با خاطرات دل انگیز شب

و  عطر دل انگیز شب

در آغوش تو سپری میکنم

با قصّه های هزار و یکشب

تا ببویم عطر عاشقی هایت را

 ز هفت گنبد و هفت پیکر  شب


شاهرخ 96/02/8 ساعت 21:53





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 30 فروردین 1396 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        

وقتی غزل گویم برایت دلنشین است
از یک دلی آید که آن عاشق ترین است

این گل که می نازد به خود امروز، دانی
پرپر شود حتی اگر خوشبو ترین است

ای آنکه در کاخی که داری خوش نشینی
دور از تو آنجا آدمی زاغه نشین است

با ما بمان با پای خود دانی که داری
در دام گرگی میروی که ، در کمین است

دیوار دور خویش را بردار ، این دوست
هم اولین عشق تو و هم آخرین است

دیوار دورت را فرو ریزم ، اگر هم
محکم تر از دیوار برلین یا که چین است

جور و جفا کم کن که گیرد دامنت را
باور نباشد گر ترا ، من را یقین است 

 

شاعر ؟

 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 25 فروردین 1396 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        

 

 

بیا روی دلم بنشین

تا ببویم قلب شقایقت را

شمع اتاقم را برای تو روشن میکنم

تا ببینم روی زیبای ترا

که ببوسم لب زیبای ترا

در کلبه ی تنهایی

در یک شب بارانی


شاهرخ 96/01/25  ساعت 15:10





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 25 فروردین 1396 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        

 



سکوتت را در بهار بشکن

گریه نکن دیوار را بشکن

گریه ... سکوت ...دیوار را

با رعد و برق بهاری بشکن


شاهرخ 96/01/25 ساعت 14:58





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 20 فروردین 1396 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        
Image result for ‫عشق طبقه ی اول آسمان‬‎

 

بوی عطری می رسد از دور ، می گویم تویی

قاصدک می رقصد و پرشور ، می گویم تویی

 

یک نسیمی می وزد بر گونه های خیس من
می رود پس پرده های تور ، می گویـم تـویـی

 

بغض های کهنه را سرمی کشم من بیت بیت
بوسه ها می گیرم از انگور ، می گـویـم تـویی

 

بـاد مـی افـتـد بـه گـنـدم زار می لــرزد دلــم
چون پریشان گیـسوان بور می گـویـم تـویـی

 

نیمه شب ها می کـنم آغــوش روی مــاه بـاز
می شود سر تا به پایش نور ، می گویـم تـویـی

 

شـعـر می خـوانـم بـرای بـاغ سـبـز خـانـه ام
شاخه شاخه می شود مسرور ، می گویم تویی

 

این غزل می ماند و شب های مـهتابی و من
شـور می ریــزم در ایـن سنتـور ، می گویم تویی

 

شاعر؟


 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 13 فروردین 1396 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        
Related image

 

 

با تو در جنگل و یک کلبه یِ پنهان ... چه شود
نورِ مهتاب و غزل های فراوان ... چه شود

رو به رو شعله یِ شومینه یِ تب دار به پا
پشتِ سر پنجره ای رو به گلستان ... چه شود

قهوه یِ تلخ و کمی قندِ لبانت ، به به
من و هی بوسه یِ از گونه یِ خندان ... چه شود

چه کسی گفته که بیداری یِ شب بیهوده ست
من بخواهم ببرم زیره به کرمان ... چه شود

مستِ انگور شدن ، کارِ هوس بازان ست
من و انگورِ گلویی شده عریان ... چه شود

آن قَدَر مست که انگار زمین میرقصد
دستِ من دورِ کمر ، حالِ پریشان ... چه شود

چشم در چشمُ ، نفس حبسُ ، لبانی در هم
رقص و آوازِ دو تا قُمری یِ شیطان ... چه شود

کلبه ای غرقِ سکوتَست و فقط ما هستیم
لمسِ آغوش تو بی ترسِ نگهبان ... چه شود

وای اگر صبح بفهمد که تو همراهِ منی
میرسد زودتر از جنّ ِ سلیمان ... چه شود

در خیالاتِ خودم ، خوابِ خوشی میبینم
خوابِ خوبم نرسد باز به پایان ... چه شود

 
آرش مهدی پور







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
Image result for ‫تصاویر سیزده بدر‬‎

معنای سیزده به در:

“به” یعنی “به سوی” و “در” به معنای “در و دشت” است ، که در گفت وگوی مردمی رواج بسیار دارد.  بنابراین، سیزده به در، یعنی “رفتن به سوی در و دشت و صحرا در روز سیزدهم.”

به طور کلی در مقایسه با دیگر جشن ‌های ایرانی، دیرینگی و ریشه‌ ی جشن سیزده به در در پرده‌ ی ابهام است و مانند بنیان جشن‌های دیگر روشن نیست. در  سندهای تاریخی اشاره‌ ی مستقیمی به وجود چنین مراسمی در گذشته ‌های دور نشده ‌است؛ ولی اشاره‌ هایی به روز سیزدهم فروردین به چشم می‌خورد.گفته ‌شده است که ایرانیان باستان در آغاز سال نو، پس از دوازده روز جشن و شادی به نشانه‌ ی دوازده ماه سال، روز سیزدهم را که روز فرخنده ای می‌ دانسته‌ اند به باغ و صحرا می‌رفتند و با طبیعت می‌گذراندند. در حقیقت با این آیین، دوره نوروز را رسمن به پایان می‌رساندند. سرزمین ایران همواره با کمبود آب روبه رو بوده است. از این رو جای شگفتی نیست که مردم این فلات همیشه خواهان باران بوده باشند.  از متن‌های کهن چنین در می‌یابیم که جشن سیزدهم فروردین از پیش از اشو زرتشت (تقریبن۱۸۰۰ پیش از میلاد) مرسوم بوده است.

در سالنمای ایران باستان سیزدهم روز از ماه فروردین (و هر ماه)، تیر روز نام دارد. ایزد تیر، که در اوستا، یَشتی به نام آن وجود دارد، ایزد باران است.  نشانه ‌هایی در دست است که ایرانیانِ برای آن که ایزد باران در سال نو بر دیو خشکسالی پیروز شود و برای درخواست باران، از خانه های خود بیرون می رفتند، و روزی را در دشت و دمن، زیر آسمان فراخ بسر می بردند و پیروزی تیر یا تیشتر را در نبرد با دیو اپوش جشن می گرفتند، و به شادی و بازی پرداخته، و به یاد ایزدتیر اسب می‌تاختند. در نیایش روز تیر از این ایزد یاد می‌کردند و از او در خواست باران می‌نمودند. بنابراین پیشینه، ایرانیان پس از دوازده روز برگزاری آیین ‌های نوروزی، روز سیزدهم (تیر روز) را به دشت و صحرا و کنار جویبارها می‌رفتند و با رقص و  سرودخوانی و نیایش به شادی و پایکوبی می پرداختند و از خداوند آرزوی باران می ‌کردند. در اسطوره های ایرانی آمده است، که نگاهبان این روز، ایزد تیر، به شکل اسبی ‌ست، که همواره با دیو خشکسالی و خشکی، «اپوش »، در نبرد است.  آناهیتا، ایزدبانوی آب و باروری بوده است. از این روی، سبزه هایی را که برای نوروز و در خانه های خود سبز کرده بودند، به آب های روان و جویبارها می سپردند،  تا سپاس خود را به آناهیتا پیشکش کنند.  با این کار، در واقع، دانه های بارور را برای بازگشت به طبیعت به آناهیتا باز می گرداندند.

آیین‌های سیزده بدر

این رویداد دارای آیین ‌های ویژه‌ ای است که در درازای تاریخ پدید آمده و اندک اندک چهره ‌ی سنت به خود گرفته است. شماری از آنها چنین است:

  • گره زدن سبزه
  • سبزه به رود سپردن
  • خوردن کاهو و سکنجبین (سرکه ‌انگبین)
  • پختن خوراک ‌های گوناگون در صحرا و باغ، به ویژه آش رشته
  • پرتاب ۱۳ عدد سنگ (در مناطق کردنشین)




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 30 اسفند 1395 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        
 
Related image
 
 
*** آغاز سال نو و عید باستانی نوروز***

 

(به همه دوستان و آشنایان مبارک باد )

 

 

 برآمد باد صبح و بوی نوروز
به کام دوستان و بخت پیروز
مبارک بادت این سال و همه سال
همایون بادت این روز و همه روز
چو آتش در درخت افکند گلنار
دگر منقل منه آتش میفروز
چو نرگس چشم بخت از خواب برخاست
حسدگو دشمنان را دیده بردوز
بهاری خرمست ای گل کجایی
که بینی بلبلان را ناله و سوز
جهان بی ما بسی بودست و باشد
برادر جز نکونامی میندوز
نکویی کن که دولت بینی از بخت
مبر فرمان بدگوی بدآموز
منه دل بر سرای عمر سعدی
که بر گنبد نخواهد ماند این کوز
دریغا عیش اگر مرگش نبودی
دریغ آهو اگر بگذاشتی یوز

سعدی
 

 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 28 اسفند 1395 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        

تصویر مرتبط

گفتم از سر شب تا حالا از دلتنگی ات بیمارم



بگو از آن حرفهای عاشقانه ات تا بگویم که آرامم ،


تا بگویم به هوای بودنت است خوشحالم


گفتی نفسهایم عطر حضور تو را میدهد ،


گفتم که قلبم به عشق در کنار تو بودن همچنان میتپد


گفتم یار توام ، همیشه و همه جا در کنار توام ،


گفتی یاد توام ،
 
 
اگر هم نباشی باز هم درگیر انتظار به تو رسیدنم


گفتی می آیم فردا ، گفتم میمیرم تا فردا ،

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 15 اسفند 1395 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        

 Related image

 پستان مهتابی  شب را دوشیدم

 بشرینی خیال تو شب را نوشیدم

ستاره ها چشمک زنان میخندیند

ترا ز چشمه باده ی عشق نوشیدم

 

شاهرخ 95/12/15 ساعت 14:45

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 15 اسفند 1395 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        

نتیجه تصویری برای عشق طبقه اول آسمان
ز جام عشق تو عقلم خراب می‌گردد

 ز تاب مهر تو جانم کباب می‌گردد

   مرا دلیست که دائم بیاد لعل لبت

  بگرد ساقی و جام شراب می‌گردد

  هلاک خود بدعا خواستم ولی چکنم

 که دیر دعوت من مستجاب می‌گردد

  دلست کاین همه خونم ز دیده می‌بارد

  پرست کافت جان عقاب می‌گردد

  تو خود چه آب و گلی کاب زندگی هردم

 ز شرم چشمهٔ نوش تو آب می‌گردد

 چو برتو می‌فکنم دیده اشگ گلگونم

  ز عکس گلشن رویت گلاب می‌گردد

  بجام باده چه حاجت که پیر گوشه نشین

  بیاد چشم تو مست و خراب می‌گردد

   عجب نباشد اگر شد سیاه و سودائی

   چنین که زلف تو بر آفتاب می‌گردد

   چو بر درت گذرم گوئیم که خواجو باز

   بگرد خانهٔ ما از چه باب می‌گردد

 

خواجوی کرمانی

 






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 10 اسفند 1395 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        

 

نتیجه تصویری برای عشق طبقه اول آسمان

 

نی از تو گذر به هیچ حالی ممکن
نی از تو به عمرها وصالی ممکن
دیدار تو ممکنست و وصل تو محال
انصاف که اینست محالی ممکن

اوحدی مراغه ای


 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 10 اسفند 1395 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        

 

نتیجه تصویری برای عشق طبقه اول آسمان

 

خواهم که لب باده پرستت بوسم
و آن عارض خوب و چشم مستت بوسم
صد نقش چو دستارچه بر آب زدم
باشد که چو دستارچه دستت بوسم

اوحدی مراغه ای







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 10 اسفند 1395 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        

 

نتیجه تصویری برای عشق طبقه اول آسمان

 

نی بی‌تو مرا قرار باشد یک دم
نی سوی منت گذار باشد یک دم
هر گه که بخواندمت به کاری باشی
پیداست که خود چه کار باشد یک دم؟


اوحدی مراغه ای







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 10 اسفند 1395 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        
 
نتیجه تصویری برای عشق طبقه اول آسمان

 

دیگر ز شراب شوق مستی، ای دل
و آن توبه که داشتی شکستی، ای دل
از باده‌ی نیستی خراب افتادی
تا باد چنین باد که هستی، ای دل

اوحدی مراغه ای



 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 7 )    1   2   3   4   5   6   7   
 
درباره وبلاگ

به نام خداوند عشق آفرین

خدای جهان های دور

که مستی فزاید در سرور

به هنگام روز به هنگام شب

چراغی برفروزد زنور

همو داند این چرخ دیرینه را

کجا می برد ز راههای دور


شاهرخ




(((شعرهای عاشقانه)))


سلام ...

((( آسمان هفت طبقه دارد )))

((( عشق طبقۀ اوّل آسمان است )))

این وبلاگ عاشقانه است و برای عاشقان و معشوقان ساخته شده است
آنانی که عاشقند به این وبلاگ وارد شوند .
عاشقان ،
نظرات لطیف و عاشقانه تان را برای بهبود وبلاگ مطرح نمایید.

با تشکّر شاهرخ


***

عشق سر آغاز زندگی است

زندگی سر آغاز درد است


پایان زندگی خاتمۀ درد است

خاتمۀ درد پایان عشق است



شاهرخ




به نام عشق که زیباترین سر آغاز است
هنوز شیشه ی عطر غزل درش باز است

جهان تمام شد و ماهپاره های زمین
هنوز هم که هنوز است کارشان ناز است

هزار پند به گوشم پدر فشرد و نگفت
که عشق حادثه ای خانمان بر انداز است

پدر نگفت چه رازی است این که تنها عشق
کلید این دل ناکوک ناخوش آواز است

به بام شاه و گدا مثل ابر می بارد
چقدر عشق شریف است و دست و دل باز است

بگو هر آنچه دلت خواست را به حضرت عشق
چرا که سنگ صبور است و محرم راز است

ولی بدان که شکار عقاب خواهد شد
کبوتری که زیادی بلند پرواز است ...!

________________________

آری تو راست می گویی آسمان مال من است
پنجره فکر هوا عشق زمین مال من است
اما سهراب تو قضاوت کن
بر دل سنگ زمین جای من است!!!
من نمی دانم که چرا این مردم دانه های دلشان پیدا نیست.
صبر کن سهراب…!!!
قایقت جا دارد…!!!
من هم از همهمه ی داغ زمین بیزارم.

_______________________

من چاکر آنم که دلی برباید

یا دل به کسی دهد که جان آساید

آن کس که نه عاشق و نه معشوق کسیست

در ملک خدای اگر نباشد شاید

سعدی

--------------------------------------

همین جا درون شعرهایم بمان

تا وسوسه یِ دوستت دارم هایِ دروغینِ آدمها ، مرا با خود نبرد…

به سرزمین هایِ دورِ احساس ؛

من اینجا هر روز با تـو عاشقی می کنم بی انتها…

شعرِ من بهانه ایست برای مـا شدن دستهایمان..

تا تکرارِ غریبانه یِ جدایی را شکست دهیم……


---------------------------------

آموزگار نیستم

تا عشق را به تو بیاموزم

ماهیان نیازی به آموزگار ندارند

تا شنا کنند

پرندگان نیز آموزگاری نمی خواهند

تا به پرواز در آیند

شنا کن به تنهایی

پرواز کن به تنهایی

عشق را دفتری نیست

بزرگترین عاشقان دنیا

خواندن نمی دانستند

---------------------------

در مدرسه گر چه دانش اندوز شوی

و ز گرمی بحث مجلس افروز شوی

در مکتب عشق با همه دانایی

سر گشته چو طفلان نوآموز شوی

ابوسعید ابوالخیر

-----------------------------
هنگامی که خورشید فروزان عاشقانه
به ابر بهاری چشمک می زند و به او دست زناشویی می دهد
در آسمان رنگین کمانی زیبا پدید می آید
اما در آسمان مه آلود
آنرا بجز رنگ سپید نمی توان دید
ای پیر زنده دل
از گذشت عمر افسرده مشو
هر چند زمانه نیز موی تو را سپید کرده
اما هنوز نیروی عشق که زاینده جوانی است
از دلت بیرون نرفته است

گوته













مدیر وبلاگ : ♥ شاهرخ ♥
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
کد آهنگ سلطان قلبهای عارف بالا بر صفحه رتبه سنج گوگل
کد تقویم رو میزی


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب




تنظیم فونت


داستان روزانه
کد آنلاین و آمار
کد حباب و قلب
هاست ویندوز Mounting created afsoon