تبلیغات
♥♥♥عشق طبقه ی اوّل آسمان♥♥♥ - جادوی چشمانت ( شاهرخ )
 
♥♥♥عشق طبقه ی اوّل آسمان♥♥♥
♥♥♥ آسمان هفت طبقه دارد و عشق طبقه ی اوّل آسمان است♥♥♥
یکشنبه 18 مهر 1395 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        

نتیجه تصویری برای عشق طبقه ی اوّل آسمان 

جادوی چشمانت به نا کجا آباد میبرد مرا

به چشمانت بگو خیره نگاهت میکشد مرا

به تارهای گیسویت بگو کمند است مرا

به مژگان سیاهت بگو تیر خدنگست مرا

به ابروان کمانت بگو کمانست مرا

به لبهای سرخت بگو شرابست مرا

به آغوش گرمت بگو که درمانست مرا

آنشب که بسحر رساندی مرا 

ز می سُرخت نوشاندی مرا

 

شاهرخ 95/07/18 ساعت 02:02 بامداد

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 22 مهر 1395 03:22 ب.ظ
دل من دیر زمانی ست که می پندارد:
« دوستی » نیز گلی ست
مثل نیلوفر و ناز ،
ساقه ترد ظریفی دارد
بی گمان سنگدل است آن که روا می دارد
جان این ساقه نازک را
-دانسته-
بیازارد!

در زمینی که ضمیر من و توست
از نخستین دیدار،
هر سخن ، هر رفتار،
دانه هایی ست که می افشانیم
برگ و باری ست که می رویانیم
آب و خورشید و نسیمش « مهر » است
♥ شاهرخ ♥
پنجشنبه 22 مهر 1395 03:22 ب.ظ
گر بدان گونه که بایست به بار آید
زندگی را به دل انگیزترین چهره بیاراید
آنچنان با تو در آمیزد این روح لطیف
که تمنای وجودت همه او باشد و بس
بی نیازت سازد ، از همه چیز و همه کس

زندگی ، گرمی دل های به هم پیوسته ست
تا در آن دوست نباشد همه درها بسته است
در ضمیرت اگر این گل ندمیده ست هنوز
عطر جان پرور عشق
گر به صحرای نهادت نوزیده ست هنوز
دانه ها را باید از نو کاشت
♥ شاهرخ ♥
پنجشنبه 22 مهر 1395 03:22 ب.ظ
آب و خورشید و نسیمش را از مایه جان
خرج می باید کرد
رنج می باید برد
دوست می باید داشت

با نگاهی که در آن شوق بر آرد فریاد
با سلامی که در آن نور ببارد لبخند
دست یکدیگر را
بفشاریم به مهر
جام دل هامان را
مالامال از یاری ، غمخواری
بسپاریم به هم
بسراییم به آواز بلند
- شادی روح تو !
ای دیده به دیدار تو شاد
باغ جانت همه وقت از اثر صحبت دوست
تازه ، عطر افشان
گلباران باد
♥ شاهرخ ♥
پنجشنبه 22 مهر 1395 03:22 ب.ظ
دوستی عشق و صفا و مستیست
دوستی رسم خوشی در هستیست
دوستی غرق در انواع خوشیست
دوستی هدیه ای از عشق خودیست
دوستی رمز صعود از پستیست
دوستی سادگی و یکرنگیست
دوستی منظری زیبا و بدیعست
دوستی دوای درد عاشقیست
دوستی آیینه ای پیش رخیست
دوستی یک روحی و دو جسمیست
دوستی زاده ی مهر مادریست
دوستی ضربه به قاب بیکسیست
دوستی مرهم هر عزلت کشیست
دوستی مرحم هر محنت کشیست
دوستی درّی گران و قیمتیست ...
♥ شاهرخ ♥
پنجشنبه 22 مهر 1395 03:21 ب.ظ
دوستی را باید آموخت از یکی برگ درخت ،
آن زمانی که جدا میشود از شاخه و رقصان ،
می نشیند با عشق ،
در کنار آن درخت .
دوستی را باید آموخت از گل و شاپرکی ،
که شدند عاشق هم در لحظه های بی کسی .
دوستی را باید آموخت از همان قاصدکی ،
که برای بردن آرزوهای چمن ، پیش خدا ،
میشود همسفر باد بهار و می رود تا ناکجا .
دوستی را باید آموخت از پاره ای ابر سپید ،
که در آن ظلمت شب ،
میشود زینت آسمان شب تار .
دوستی را باید آموخت از آینه ای با دل صاف ،
که به تو خواهد گفت ...
♥ شاهرخ ♥
پنجشنبه 22 مهر 1395 03:21 ب.ظ
وقتی که پر ز وحشت تکرار می شویم
مثل سکوت مبهم دیوار می شویم
تکثیر در تواتر تو حد عشق بود
در انکسار آینه تکرار می شویم!
♥ شاهرخ ♥
پنجشنبه 22 مهر 1395 03:21 ب.ظ
زمـانی كه عشق از دری بگذرد

زجایی دگـر عقـل بیرون رَوَد

اگـر عـاقلی عشق را دور كن

هوس را به دست خِـرد گوركن

همه عاشقان مست و دیـوانه اند

همیشه به دنبــال افسـانه اند

اگر عقل گفتت كـه سرمایه ساز

هوس گویدت پــاك آن را بباز

به این علت از عشق بــاید بُرید

كه از آن به جز غــم نیاید پدید
♥ شاهرخ ♥
پنجشنبه 22 مهر 1395 03:21 ب.ظ
.کاش میشد بر جدایی خشم کرد
شاخه های نسترن را با تواضع پخش کرد
کاش میشد خانه ای از مهر ساخت
مهربانی را در آن سرمشق کرد . . .
♥ شاهرخ ♥
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
درباره وبلاگ

به نام خداوند عشق آفرین

خدای جهان های دور

که مستی فزاید در سرور

به هنگام روز به هنگام شب

چراغی برفروزد زنور

همو داند این چرخ دیرینه را

کجا می برد ز راههای دور


شاهرخ




(((شعرهای عاشقانه)))


سلام ...

((( آسمان هفت طبقه دارد )))

((( عشق طبقۀ اوّل آسمان است )))

این وبلاگ عاشقانه است و برای عاشقان و معشوقان ساخته شده است
آنانی که عاشقند به این وبلاگ وارد شوند .
عاشقان ،
نظرات لطیف و عاشقانه تان را برای بهبود وبلاگ مطرح نمایید.

با تشکّر شاهرخ


***

عشق سر آغاز زندگی است

زندگی سر آغاز درد است


پایان زندگی خاتمۀ درد است

خاتمۀ درد پایان عشق است



شاهرخ




به نام عشق که زیباترین سر آغاز است
هنوز شیشه ی عطر غزل درش باز است

جهان تمام شد و ماهپاره های زمین
هنوز هم که هنوز است کارشان ناز است

هزار پند به گوشم پدر فشرد و نگفت
که عشق حادثه ای خانمان بر انداز است

پدر نگفت چه رازی است این که تنها عشق
کلید این دل ناکوک ناخوش آواز است

به بام شاه و گدا مثل ابر می بارد
چقدر عشق شریف است و دست و دل باز است

بگو هر آنچه دلت خواست را به حضرت عشق
چرا که سنگ صبور است و محرم راز است

ولی بدان که شکار عقاب خواهد شد
کبوتری که زیادی بلند پرواز است ...!

________________________

آری تو راست می گویی آسمان مال من است
پنجره فکر هوا عشق زمین مال من است
اما سهراب تو قضاوت کن
بر دل سنگ زمین جای من است!!!
من نمی دانم که چرا این مردم دانه های دلشان پیدا نیست.
صبر کن سهراب…!!!
قایقت جا دارد…!!!
من هم از همهمه ی داغ زمین بیزارم.

_______________________

من چاکر آنم که دلی برباید

یا دل به کسی دهد که جان آساید

آن کس که نه عاشق و نه معشوق کسیست

در ملک خدای اگر نباشد شاید

سعدی

--------------------------------------

همین جا درون شعرهایم بمان

تا وسوسه یِ دوستت دارم هایِ دروغینِ آدمها ، مرا با خود نبرد…

به سرزمین هایِ دورِ احساس ؛

من اینجا هر روز با تـو عاشقی می کنم بی انتها…

شعرِ من بهانه ایست برای مـا شدن دستهایمان..

تا تکرارِ غریبانه یِ جدایی را شکست دهیم……


---------------------------------

آموزگار نیستم

تا عشق را به تو بیاموزم

ماهیان نیازی به آموزگار ندارند

تا شنا کنند

پرندگان نیز آموزگاری نمی خواهند

تا به پرواز در آیند

شنا کن به تنهایی

پرواز کن به تنهایی

عشق را دفتری نیست

بزرگترین عاشقان دنیا

خواندن نمی دانستند

---------------------------

در مدرسه گر چه دانش اندوز شوی

و ز گرمی بحث مجلس افروز شوی

در مکتب عشق با همه دانایی

سر گشته چو طفلان نوآموز شوی

ابوسعید ابوالخیر

-----------------------------
هنگامی که خورشید فروزان عاشقانه
به ابر بهاری چشمک می زند و به او دست زناشویی می دهد
در آسمان رنگین کمانی زیبا پدید می آید
اما در آسمان مه آلود
آنرا بجز رنگ سپید نمی توان دید
ای پیر زنده دل
از گذشت عمر افسرده مشو
هر چند زمانه نیز موی تو را سپید کرده
اما هنوز نیروی عشق که زاینده جوانی است
از دلت بیرون نرفته است

گوته


------------------------------------------
امیر داد گستر خان عادل
دلیر عدل پرور شاهرخ خان
خدیو کامران کز یاری بخت
نپچید آسمانش سر ز فرمان
برای قطع نخل هستی خصم
تبرزینی به دستش داد دوران
تبرزین نه کلید فتح و نصرت
تبرزین نه نشان شوکت و شان
تبرزین نه رگ ابری شرر بار
که انگیزد ز خون خصم طوفان
تبرزین نه عقابی صیدپیشه
که قوت اوست مغز اهل عدوان
کسی کو گیردش بر کف نماند
چو موسی و ید بیضا و ثعبان
ز آسیبش پریشان باد دایم
سر دشمن چو گوی از ضرب چوگان

هاتف اصفهانی

-----------------------------------













مدیر وبلاگ : ♥ شاهرخ ♥
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
بالا بر صفحه رتبه سنج گوگل
کد تقویم رو میزی


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب




تنظیم فونت


داستان روزانه
کد آنلاین و آمار
کد حباب و قلب
هاست ویندوز Mounting created afsoon