تبلیغات
♥♥♥عشق طبقه ی اوّل آسمان♥♥♥ - کو آن می دیرسال زودافکن تو
 
♥♥♥عشق طبقه ی اوّل آسمان♥♥♥
♥♥♥ آسمان هفت طبقه دارد و عشق طبقه ی اوّل آسمان است♥♥♥
پنجشنبه 9 دی 1395 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        

 

تصویر مرتبط

 

کو آن می دیرسال زودافکن تو
محراب دل من ز حیات تن تو
میخانه مقام من به و مسکن تو
خم بر سر من، سبوی در گردن تو

خاقانی







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 14 دی 1395 05:52 ب.ظ
سلام شاهرخ عزیز!
امیدوارم خوب و خوش باشید همیشه
روزا و شب های زمستونیتون گرم و روزگارتون به عشق
♥ شاهرخ ♥ سلام فاطیمای عزیز

ممنونم از حضور گرم و کامنتهای زیبای شما

لحظه لحظه های زمستانی شما نیز گرم و شاد و سلامت

سه شنبه 14 دی 1395 05:51 ب.ظ
من پریشانتر از آنم که به خود فکرکنم.

و تو حیرانتر از آنیکه مرا درک کنی .

من چنان بی خبر از خویش و تویی بی خبر از ما .

که غریبانه ترین شعر در آیینه ی ما حیرانی ست
♥ شاهرخ ♥
سه شنبه 14 دی 1395 05:51 ب.ظ
گاهگاهی که دلم می گیرد،
پیش خود می گویم:

آنکه جانم را سوخت،

یاد می آرد از این بنده هنوز؟

سخت جانی را بین،

که نمردم از هجر،

مرگ ، صد بار به از،

بی تو بودن باشد.

گفتم از عشق تو من خواهم مرد،

چون نمردم، هستم،

پیش چشمان تو شرمنده هنوز.

گرچه از فرط غرور،

بعد تو اینهمه سال،

کس ندیده به لبم خنده هنوز،

گفته بودند که از دل برود یار ، چو از دیده برفت،

سالها هست که از دیده ی من رفتی ، لیک،

دلم از مهر تو آکنده هنوز،

دفتر عمر مرا،

دست ایام ورق ها زده است.

زیر بار غم عشق،

قامتم خم شد و پشتم بشکست.

در خیالم اما،

همچنان روز نخست،

تویی آن قامت بالنده هنوز،

در غمار غم عشق،

دل من بردی و با دست تهی،

منم آن عاشق بازنده هنوز،

آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش،

گر که گورم بشکافند، عیان می بینند،

زیر خاکستر جسمم باقیست،

آتش سرکش و سوزنده هنوز......
♥ شاهرخ ♥
سه شنبه 14 دی 1395 05:51 ب.ظ
از بــــدرقه کردن خسته ام
دلم استقبال می خواهد

یکی "بیاید" لطفـــــا .....!
♥ شاهرخ ♥
سه شنبه 14 دی 1395 05:50 ب.ظ
ﻭﻗﺘـــﯽ ﻣﯽ ﺁﯾﯽ
ﺑﻪ ﺣـــﻮﺍﻟﯽ ﺍﻡ
ﺑﯽ ﺍﻋﺘـــﻨﺎﯾﯽ ﺍﻡ ﺭﺍ ﻧﺒﯿـﻦ
ﺩﺭ ﺩﻟـــﻢ
ﮐﻮﻫﯽ ﻗـــﻨﺪ ﺁﺏ ﻣــــﯿﺸﻮﺩ
ﺍﺯ ﺩﯾﺪﻥ ﺭﻭﯾــﺖ...
♥ شاهرخ ♥
سه شنبه 14 دی 1395 05:50 ب.ظ
عـاشـق روزهــایی هستـم...
که مهـربان میشـوی ...
حتـــی اگـــر نفهــمم چرا...
♥ شاهرخ ♥
سه شنبه 14 دی 1395 05:50 ب.ظ
ایــن بـی خـــبـــری هــآ...
گــآهی دیــدآر از ســـر اجـبـآر...
نـــبـودن هآ ... نــدیــدن هــآ ....
یـــعـنـی بـــرو ...
گـــآهــی چــقـــدر خــنـگ مـیـشــویـم ..
♥ شاهرخ ♥
سه شنبه 14 دی 1395 05:50 ب.ظ
میدانم ؛
دیگر برای من نیستی !
اما ….
دلی که تنگ باشد این حرفها را نمیفهمد
♥ شاهرخ ♥
سه شنبه 14 دی 1395 05:50 ب.ظ
" مادرم "
مرا ببخش
دردِ بدنم بهانه بود ،
کسی رهایم کرده
که صدای بلند گریه ام
اشک هایت را در آورد
♥ شاهرخ ♥
سه شنبه 14 دی 1395 05:50 ب.ظ
شاید چهار ثانیه ! شاید پنج !

تمام عرض یک "خیابان " بود ...

شانه به شانه ات آمدم

یادت هست ؟!؟

و

جا گذاشتم

تمام احساسم را

در طول طولانی این عرض کوتاه .. ..
♥ شاهرخ ♥
سه شنبه 14 دی 1395 05:49 ب.ظ
با مردها نمی شود دردِ دل کرد ،

احساسات مردها در قلبشان نیست !

حتی وقتی احساساتی میشوند ،

دستت را به گرمی نمی فشارند ؟!

نگاه تنهایت را به گرمی همراهی نمی کنند ،

بلد نیستند هم دردی کنند !!!

بلد نیستند عشق بورزند !!!

مردها فقط بلدند عشقبازی کنند !

حتی در اوج بدبختی و تمام حسهای بد تو ،

و دردناک تر این است که خیال می کنند این تو را آرام می کند . . .
♥ شاهرخ ♥
سه شنبه 14 دی 1395 05:49 ب.ظ
برای خیانت ،

هــــزار راه هــســــت اما هـیــچ کــــدام

به انـــدازه تــــظـــاهـــر

به دوست داشتن کــثـیــف نـیـســـت ...
♥ شاهرخ ♥
سه شنبه 14 دی 1395 05:49 ب.ظ
هیچ کس نفهمید زلیخا مرد بود...!!!
میدانی چرا؟
مردانگی میخواهد !
ماندن پای عشقی ک مدام تو را پس میزند
♥ شاهرخ ♥
سه شنبه 14 دی 1395 05:49 ب.ظ
دیگر نمی نویسمت …!
هرکس ..
به چشمــهایم نگاه کند !
تو را خواهد خواند
♥ شاهرخ ♥
سه شنبه 14 دی 1395 05:49 ب.ظ
گـاهــی نمـی دانــی
از دسـت داده ای یـــا
از دسـت رفـــتـه ای...
♥ شاهرخ ♥
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
درباره وبلاگ

به نام خداوند عشق آفرین

خدای جهان های دور

که مستی فزاید در سرور

به هنگام روز به هنگام شب

چراغی برفروزد زنور

همو داند این چرخ دیرینه را

کجا می برد ز راههای دور


شاهرخ




(((شعرهای عاشقانه)))


سلام ...

((( آسمان هفت طبقه دارد )))

((( عشق طبقۀ اوّل آسمان است )))

این وبلاگ عاشقانه است و برای عاشقان و معشوقان ساخته شده است
آنانی که عاشقند به این وبلاگ وارد شوند .
عاشقان ،
نظرات لطیف و عاشقانه تان را برای بهبود وبلاگ مطرح نمایید.

با تشکّر شاهرخ


***

عشق سر آغاز زندگی است

زندگی سر آغاز درد است


پایان زندگی خاتمۀ درد است

خاتمۀ درد پایان عشق است



شاهرخ




به نام عشق که زیباترین سر آغاز است
هنوز شیشه ی عطر غزل درش باز است

جهان تمام شد و ماهپاره های زمین
هنوز هم که هنوز است کارشان ناز است

هزار پند به گوشم پدر فشرد و نگفت
که عشق حادثه ای خانمان بر انداز است

پدر نگفت چه رازی است این که تنها عشق
کلید این دل ناکوک ناخوش آواز است

به بام شاه و گدا مثل ابر می بارد
چقدر عشق شریف است و دست و دل باز است

بگو هر آنچه دلت خواست را به حضرت عشق
چرا که سنگ صبور است و محرم راز است

ولی بدان که شکار عقاب خواهد شد
کبوتری که زیادی بلند پرواز است ...!

________________________

آری تو راست می گویی آسمان مال من است
پنجره فکر هوا عشق زمین مال من است
اما سهراب تو قضاوت کن
بر دل سنگ زمین جای من است!!!
من نمی دانم که چرا این مردم دانه های دلشان پیدا نیست.
صبر کن سهراب…!!!
قایقت جا دارد…!!!
من هم از همهمه ی داغ زمین بیزارم.

_______________________

من چاکر آنم که دلی برباید

یا دل به کسی دهد که جان آساید

آن کس که نه عاشق و نه معشوق کسیست

در ملک خدای اگر نباشد شاید

سعدی

--------------------------------------

همین جا درون شعرهایم بمان

تا وسوسه یِ دوستت دارم هایِ دروغینِ آدمها ، مرا با خود نبرد…

به سرزمین هایِ دورِ احساس ؛

من اینجا هر روز با تـو عاشقی می کنم بی انتها…

شعرِ من بهانه ایست برای مـا شدن دستهایمان..

تا تکرارِ غریبانه یِ جدایی را شکست دهیم……


---------------------------------

آموزگار نیستم

تا عشق را به تو بیاموزم

ماهیان نیازی به آموزگار ندارند

تا شنا کنند

پرندگان نیز آموزگاری نمی خواهند

تا به پرواز در آیند

شنا کن به تنهایی

پرواز کن به تنهایی

عشق را دفتری نیست

بزرگترین عاشقان دنیا

خواندن نمی دانستند

---------------------------

در مدرسه گر چه دانش اندوز شوی

و ز گرمی بحث مجلس افروز شوی

در مکتب عشق با همه دانایی

سر گشته چو طفلان نوآموز شوی

ابوسعید ابوالخیر

-----------------------------
هنگامی که خورشید فروزان عاشقانه
به ابر بهاری چشمک می زند و به او دست زناشویی می دهد
در آسمان رنگین کمانی زیبا پدید می آید
اما در آسمان مه آلود
آنرا بجز رنگ سپید نمی توان دید
ای پیر زنده دل
از گذشت عمر افسرده مشو
هر چند زمانه نیز موی تو را سپید کرده
اما هنوز نیروی عشق که زاینده جوانی است
از دلت بیرون نرفته است

گوته


------------------------------------------
امیر داد گستر خان عادل
دلیر عدل پرور شاهرخ خان
خدیو کامران کز یاری بخت
نپچید آسمانش سر ز فرمان
برای قطع نخل هستی خصم
تبرزینی به دستش داد دوران
تبرزین نه کلید فتح و نصرت
تبرزین نه نشان شوکت و شان
تبرزین نه رگ ابری شرر بار
که انگیزد ز خون خصم طوفان
تبرزین نه عقابی صیدپیشه
که قوت اوست مغز اهل عدوان
کسی کو گیردش بر کف نماند
چو موسی و ید بیضا و ثعبان
ز آسیبش پریشان باد دایم
سر دشمن چو گوی از ضرب چوگان

هاتف اصفهانی

-----------------------------------













مدیر وبلاگ : ♥ شاهرخ ♥
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
بالا بر صفحه رتبه سنج گوگل
کد تقویم رو میزی


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب




تنظیم فونت


داستان روزانه
کد آنلاین و آمار
کد حباب و قلب
هاست ویندوز Mounting created afsoon