تبلیغات
♥♥♥عشق طبقه ی اوّل آسمان♥♥♥ - نیمه شبها ( شاهرخ )
 
♥♥♥عشق طبقه ی اوّل آسمان♥♥♥
♥♥♥ آسمان هفت طبقه دارد و عشق طبقه ی اوّل آسمان است♥♥♥
جمعه 6 مرداد 1396 :: نویسنده : ♥ شاهرخ ♥        



Image result for ‫عشق طبقه ی اول آسمان‬‎


نیمه شبها

بیاد تو می نشینم

با خاطراتی مبهم و ابر آلود

ز روزگاران عشق دلدادگی

در کوچه باغهای عاشقی

ترا بیاد می آورم

و می نوازم تار موهایت را

 میخوانم آواز تنهایی را  

 سرود عشق و دلداگی را

در سحرگاهان تمنّای وجود

در کف حسرت بجا مانده

از نبودن های تو

و میسرایم ترا

در باغچه امید قلبم

شاید که بیایی ببالینم


شاهرخ 96/05/06ساعت21:35






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 10 مرداد 1396 12:17 ق.ظ
سلام شاهرخ عزیز!
شبتون بخیر....

شعرتون بسیاااار زیبا بود...خیلی به دلم نشست...احسنت

شاد باشید همیشه
روزگارتون به عشق
♥ شاهرخ ♥ سلام فاطیمای عزیز

شب زیبای شما هم خوش

ممنونم از حضور گرم و نظر بسیار خوب و کامنتهای زیبای شما

موفق و پیروز و شادکام باشید ...




سه شنبه 10 مرداد 1396 12:16 ق.ظ
هیچ کس پیدا نیست
هوای عاطفه می بارد
جان پناهی نیست
تو سردت می شود
در آغوش می گیرمت
و تا بند آمدن باران
همان جا می مانم
و تو یادت نیست
که باران بود
و تن پوش دلم
تنهائی
♥ شاهرخ ♥
سه شنبه 10 مرداد 1396 12:15 ق.ظ
از تو ابری که می شوم
چنانم خیس ِ رؤیا می کنی
که رنگین کمان هم
جلو دارت نیست
در هوایت دلم
سرزمین ِ
باران های دائمی ست
این جا کسی
چتر نمی سازد
♥ شاهرخ ♥
سه شنبه 10 مرداد 1396 12:15 ق.ظ
مثل ِ
اتاق زیر شیروانی
پر از خاطرۀ بارانم
کدام واژه می فهمد
برایت چه قدر دلتنگم ؟!
♥ شاهرخ ♥
سه شنبه 10 مرداد 1396 12:15 ق.ظ
ازدحامت در خیالم
ابری از گل بسته است
سیل عطرت
می برد آخر مرا !
♥ شاهرخ ♥
سه شنبه 10 مرداد 1396 12:15 ق.ظ
امواج عشقت
دلم را
به ساحل خیال من
نشانده است
مثل گوشْ ماهی ها
که پرند
از صدای قدیمی ِ دریا
♥ شاهرخ ♥
سه شنبه 10 مرداد 1396 12:15 ق.ظ
هوا بارانی ست
بیا زیر چتر خیالم
می رسانمت تا عشق
♥ شاهرخ ♥
سه شنبه 10 مرداد 1396 12:14 ق.ظ
رسم زندگی این است روزی کسی را دوست داری

و روز بعد تنهایی

به همین سادگی او رفته است

و همه چیز تمام شده

مثل یک مهمانی که به آخر می رسد

و تو به حال خود رها می شوی

چرا غمگینی ؟

این رسم زندگیست پس تنها آوازبخوان
♥ شاهرخ ♥
سه شنبه 10 مرداد 1396 12:14 ق.ظ
به پرواز
شک کرده بودم
به هنگامی که شانه هایم
از توان سنگین بال
خمیده بود... شاملو
♥ شاهرخ ♥
سه شنبه 10 مرداد 1396 12:14 ق.ظ
هنوز گوشم از گفتگوی بی گریه‌مان گرم بود !
از جایم بلند شدم ،
پنجره را باز کردم
و دیدم زندگی هم هراز گاهی زیباست !
شنیدم که کلاغ دیوارنشین حیاط
چه صدای قشنگی دارد !
فهمیدم که بیهوده به جنون مجنون می‌خندیدم !
فهیدم که عشق ،
آسمان روشنی دارد !
رو به روی عکسِ سیاه و سفید تو ایستادم ،
دست‌هایم را به وسعت«دوستت می‌دارم» باز کردم ،
و جهان را در آغوش گرفتم !
♥ شاهرخ ♥
سه شنبه 10 مرداد 1396 12:14 ق.ظ
غمگینم ...
مثل مادری
که کودک گل فروش‌اش
با دسته گل‌ها به خانه برگشته باشد !
غمگینم ...
مثل فرمانده‌ای بازگشته از جنگ
که نام سربازانش را
با خودکشی سیگار بر بغض‌هایش
به یاد می‌آورد !
غمگینم ...
مثل گورستانی
که آخرین قبرش را
خدا خریده باشد !
غمگینم...
مثل همین دقایق فلج شده !
♥ شاهرخ ♥
سه شنبه 10 مرداد 1396 12:14 ق.ظ
نازنینم !
با مسافری که می‌آید
سرزمین بی‌طرفی برایم بفرست
پرچمی سفید
و پیراهن نازک گُلداری
با بوی خلیج ناآرام فارس
برای اقیانوس آرامی
که مثل چشم‌های تو تنهاست
♥ شاهرخ ♥
سه شنبه 10 مرداد 1396 12:13 ق.ظ
آسمان آبی‌ست ،
اگر بگذاری.
انجیرها می‌رسند
ما می‌رسیم
باران هم هست هراز گاهی،
اگر بگذاری.
دست‌هایت را ببین !
دلم را ریخته‌ام کف دست‌هات
و قرار است همین پاییز
دوباره سامان بگیرد
هوس بوسه‌هایی که به هم بدهکاریم
اگر بگذاری .
♥ شاهرخ ♥
سه شنبه 10 مرداد 1396 12:13 ق.ظ
باید «دوست داشتنت» را بغل بگیرم
و تمام این جنگ را
یک نفس بدوم
حتما جایی در جهان خواهد بود
که هیچ چیزش
بوی بوسه و باروت ندهد
♥ شاهرخ ♥
سه شنبه 10 مرداد 1396 12:13 ق.ظ
ﻫﻤﻪ ﻣﻨﺘﻈﺮﻧﺪ
ﻣﺴﯿﺢ ﺑﺮﮔﺮﺩﺩ ؛
ﻣﻦ
ﭼﺸﻢ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﻣﺮﯾﻢ‌ﺍﻡ ...
♥ شاهرخ ♥
سه شنبه 10 مرداد 1396 12:13 ق.ظ
بیا باز فریب بخوریم
تو فریب حرف‌های مرا و
من فریب نگاه تو را ...
مگر زندگی چه می‌خواهد به ما بدهد
که تو از من چشم برداری و
من نگویم
که دوستت دارم
♥ شاهرخ ♥
سه شنبه 10 مرداد 1396 12:13 ق.ظ
آرامشی دارد آویختن به خود
مثل لباس شسته‌ای
بر طناب آفتاب
♥ شاهرخ ♥
سه شنبه 10 مرداد 1396 12:12 ق.ظ
اگر موهایت نبود ،
باد را
چگونه نقاشی می‌کردم ؟!
♥ شاهرخ ♥
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
درباره وبلاگ

به نام خداوند عشق آفرین

خدای جهان های دور

که مستی فزاید در سرور

به هنگام روز به هنگام شب

چراغی برفروزد زنور

همو داند این چرخ دیرینه را

کجا می برد ز راههای دور


شاهرخ




(((شعرهای عاشقانه)))


سلام ...

((( آسمان هفت طبقه دارد )))

((( عشق طبقۀ اوّل آسمان است )))

این وبلاگ عاشقانه است و برای عاشقان و معشوقان ساخته شده است
آنانی که عاشقند به این وبلاگ وارد شوند .
عاشقان ،
نظرات لطیف و عاشقانه تان را برای بهبود وبلاگ مطرح نمایید.

با تشکّر شاهرخ


***

عشق سر آغاز زندگی است

زندگی سر آغاز درد است


پایان زندگی خاتمۀ درد است

خاتمۀ درد پایان عشق است



شاهرخ




به نام عشق که زیباترین سر آغاز است
هنوز شیشه ی عطر غزل درش باز است

جهان تمام شد و ماهپاره های زمین
هنوز هم که هنوز است کارشان ناز است

هزار پند به گوشم پدر فشرد و نگفت
که عشق حادثه ای خانمان بر انداز است

پدر نگفت چه رازی است این که تنها عشق
کلید این دل ناکوک ناخوش آواز است

به بام شاه و گدا مثل ابر می بارد
چقدر عشق شریف است و دست و دل باز است

بگو هر آنچه دلت خواست را به حضرت عشق
چرا که سنگ صبور است و محرم راز است

ولی بدان که شکار عقاب خواهد شد
کبوتری که زیادی بلند پرواز است ...!

________________________

آری تو راست می گویی آسمان مال من است
پنجره فکر هوا عشق زمین مال من است
اما سهراب تو قضاوت کن
بر دل سنگ زمین جای من است!!!
من نمی دانم که چرا این مردم دانه های دلشان پیدا نیست.
صبر کن سهراب…!!!
قایقت جا دارد…!!!
من هم از همهمه ی داغ زمین بیزارم.

_______________________

من چاکر آنم که دلی برباید

یا دل به کسی دهد که جان آساید

آن کس که نه عاشق و نه معشوق کسیست

در ملک خدای اگر نباشد شاید

سعدی

--------------------------------------

همین جا درون شعرهایم بمان

تا وسوسه یِ دوستت دارم هایِ دروغینِ آدمها ، مرا با خود نبرد…

به سرزمین هایِ دورِ احساس ؛

من اینجا هر روز با تـو عاشقی می کنم بی انتها…

شعرِ من بهانه ایست برای مـا شدن دستهایمان..

تا تکرارِ غریبانه یِ جدایی را شکست دهیم……


---------------------------------

آموزگار نیستم

تا عشق را به تو بیاموزم

ماهیان نیازی به آموزگار ندارند

تا شنا کنند

پرندگان نیز آموزگاری نمی خواهند

تا به پرواز در آیند

شنا کن به تنهایی

پرواز کن به تنهایی

عشق را دفتری نیست

بزرگترین عاشقان دنیا

خواندن نمی دانستند

---------------------------

در مدرسه گر چه دانش اندوز شوی

و ز گرمی بحث مجلس افروز شوی

در مکتب عشق با همه دانایی

سر گشته چو طفلان نوآموز شوی

ابوسعید ابوالخیر

-----------------------------
هنگامی که خورشید فروزان عاشقانه
به ابر بهاری چشمک می زند و به او دست زناشویی می دهد
در آسمان رنگین کمانی زیبا پدید می آید
اما در آسمان مه آلود
آنرا بجز رنگ سپید نمی توان دید
ای پیر زنده دل
از گذشت عمر افسرده مشو
هر چند زمانه نیز موی تو را سپید کرده
اما هنوز نیروی عشق که زاینده جوانی است
از دلت بیرون نرفته است

گوته


------------------------------------------
امیر داد گستر خان عادل
دلیر عدل پرور شاهرخ خان
خدیو کامران کز یاری بخت
نپچید آسمانش سر ز فرمان
برای قطع نخل هستی خصم
تبرزینی به دستش داد دوران
تبرزین نه کلید فتح و نصرت
تبرزین نه نشان شوکت و شان
تبرزین نه رگ ابری شرر بار
که انگیزد ز خون خصم طوفان
تبرزین نه عقابی صیدپیشه
که قوت اوست مغز اهل عدوان
کسی کو گیردش بر کف نماند
چو موسی و ید بیضا و ثعبان
ز آسیبش پریشان باد دایم
سر دشمن چو گوی از ضرب چوگان

هاتف اصفهانی

-----------------------------------













مدیر وبلاگ : ♥ شاهرخ ♥
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
بالا بر صفحه رتبه سنج گوگل
کد تقویم رو میزی


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب




تنظیم فونت


داستان روزانه
کد آنلاین و آمار
کد حباب و قلب
هاست ویندوز Mounting created afsoon